یادداشت‌هایی در فلسفه‌ی فیلم ـ 2 – نقش‌هایی به یادگار

«هیچ رویدادی درون یک فیلم (اعم از هر گونه ژست‌‌گیری در قاب‌بندی‌کردن یا تدوین آن) به اندازه‌ی خود رویداد فیلمْ پر از معنا (پر از سینما) نیست.»

استنلی کاول، ’مضامینی خارجِ مکتب‘

« اگر از فلسفه، چیزهایی از قبیل استدلال‌آوری صوری را، به منزله‌ی مسیری منتهی به اعتقادات، کنار بگذارید و از این ایده نیز دست بشویید که هم شواهد علمی، و هم جویندگی شاعرانه به اعتقادات فلسفی می‌انجامند، آنگاه ذهنتان را همواره باید این پرسش مشغول بدارد که چه چیزی به اعتقاد فلسفی می‌انجامد…

 یکی از اندیشه‌هایی که در آن چه می‌کنم راهگشا بوده، این حس است که غیر از همین نثر در اینجا، همین‌ای که از برابر چشمان‌مان  می‌‌گذرد، چیز دیگری نمی‌تواند حامل این اعتقاد باشد. باضافه‌ی… این حس که اگر مکانی وجود داشته باشد تا روح انسانی بر خود روا بدارد که در آنجا خویشتن خویش را به زیر پرسش‌هایش آورد، آن فلسفه است؛ در حقیقت هر چه که قائل به وقوع یکچنین پرسش‌گری‌ای باشد، خودِ فلسفه است

استنلی کاول، از مصاحبه‌ای با ’جيمز کونانت‘

– گفتیم که فلاسفه در چند سال اخیر با جدیتی بیشتر همّشان را معطوف به فیلم کرده‌اند و با پایه‌گذاردن رشته‌ا‌ی به نام فلسفه‌ی فیلم آن را مورد پژوهش قرار داده‌اند. اما بد نیست در این قسمت از برخی ملاحظات در مورد نحوه‌ی تقرب فلسفی به فیلم (روش‌ها و رهیافت‌ها)، و چند و چون این رشته‌ی نوپدید سراغ کنیم:

2-  گشودن چشم‌انداز فلسفی به فیلم، امری به نوبه‌ی خود مغتنم است. در طول عمر صد و اندی ساله‌ی فیلم فیلسوفان بیشماری به آن پرداخته‌اند که معمولاً یا در راه پذیرش و باورداشت آن کوشش کرده‌اند، یا به شیوه‌ای سلبی فیلم را تقلیل داده‌اند و از آن احتراز کرده‌اند. (در این بین نام لودویگ ویتگنشتاین یک استثناء است. گرچه ویتگنشتاین «وسترن‌ها» و «کمدی‌های وودویلی» را بسیار می‌پسندید و به تماشا می‌نشست، هرگز چیزی درباره‌ی فیلم‌ تحریر نکرد.) تا پیش از رسمیت یافتن رشته‌ا‌ی به نام فلسفه‌ی فیلم، این فیلسوفان یا از داخل سنت مطالعات فیلم و پارادیم نظریه‌ورزی آن (نظریه‌ی فیلم) یا از مبدئی بیرونی (مثل فلسفه‌ی سیاسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و جز آن) ـ درباره‌ی فیلم قلم زده‌اند. اما وقتی کار به بررسی نظام‌مند و منسجم در مورد فیلم می‌رسد عده‌ی کمتری از فیلسوفان یافت می‌شوند که در آثارشان به فیلم محوریتی داده باشند. البته به لحاظ تاریخی چنین واقعیتی تعجب برانگیز نمی‌نماید؛ عمر کوتاه فیلم آن را از شمول در رده‌ی پدیدارهای مورد بحث در فلسفه که غالباً عمری به درازای تاریخ درازآهنگ فلسفه دارند ”ضرورتاً“ً معاف می‌دارد. امروزه مسائل و معضلاتی که به موجب فیلم، فلسفی ارزیابی می‌شوند اکثراً نسبتی وثیق با مسائل زیبایی‌شناسی و فلسفه‌ی هنر دارند. این امر که در بین مخاطبان کنونی فیلم بلاشک پذیرفته می شود تا مدتهایی طولانی در بین فیلسوفان و نظریه‌پردازان فیلم محل مناقشه بود. در برخی ناسازگاری‌های نظری و مغالطات ـ به زعم نوئل کارول ـ پاره‌ای از فلاسفه را برانگیخت تا در رویکرد عمومی فلسفه‌ورزان به فیلم تجدید نظری اساسی نمایند. این دسته از فلاسفه ـ که در قسمت قبل با عنوان فلاسفه‌ی بنیادگذار از آن‌ها یاد کردیم ـ عمدتاً از دنیای انگلیسی‌زبان آمدند و اغلب دانش‌آموخته‌ی سنت فلسفه‌‌ی تحلیلی هستند و در نحله‌ی فلسفی آنگلوآمریکایی، رسمیتی دانشگاهی به رشته‌ی فلسفه‌ی فیلم بخشیدند.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s