جاودانه‌های سینمای موزیکال – قسمت اول

این نخستین بخش از معرفی جواهرات پرارزش سینمای موزیکال جهان است. فهرستی تمام نشدنی از فیلم‌هایی که نگارنده به سعی بسیار دیده و ایده‌هایی سردستی را برایشان قلمی کرده است.  ترتیب نمایش عناوین و ستاره‌گذاری، بر اساس هیچ معیاری نیست. (نسخه انگلیسی)


  • New York, New York

    1.نیویورک، نیویورک

    ★★★★½

    رابرت دنیرو در اوج به نقش یک ساکسیفونیست دمدمی مزاج، شانه به شانه لایزا مینه‌لی در نقش ستاره‌ای که متولد می‌شود (ادای دینی آشکار به مادرش جودی گارلند در فیلمی به همین نام) . فیلمی به شدت خوش‌پرداخت و دلپذیر با برخی از بهترین ادای دین‌ها به دوران طلایی سینمای موزیکال، که برخلاف نظر اکثر منتقدان، نسخه کارگردانش (نسخه ۱۶۳ دقیقه‌ای) ابدا ناهمگن به نظر نمی‌رسد.

    پی. نوشت: اجرای مینه‌لی از ترانه جادویی همنام فیلم، اختلافی کهکشانی با نسخه سیناترا دارد.


  • Lola

    2.لولا

    ★★★★

    اولین تلاش ژاک دمی کبیر برای ادای دین به دوران طلایی سینمای موزیکال (هر چند که محدود به چند سکانس باشد). فیلمبرداری سیاه و سفید رائول کوتار خیره کننده است و آنوک امه در پرداخت شخصیت لولا می‌درخشد.


  • The Young Girls of Rochefort

    3.دختران جوان روشفور

    ★★★★½

    دنیای ژاک دمی و اعجاز تکنی‌کالر، با رنگ‌هایی دلربا که هوش از سر می‌برند و ترانه‌های به یاد ماندنی میشل لوگران که  حال دیگر سال‌هاست طنین‌اندازگوش عشاق سینما شده‌اند. عجیب نیست که دیمین شزل برای احیای سینمای موزیکال به سراغ آن رفته است.


  • Poor Little Rich Girl

    4.دخترک پولدار

    ★★★½

    شرلی تمپل برای بسیاری از نسل ما شناخته شده نیست، اما این کودک ستاره سینمای هالیوود کلاسیک بعدها همان کسی شد که بلوک شرق را به زانو درآورد، هر چند که خود فیلم چنگی به دل نزند.


  • Going My Way

    5.به راه خود می‌روم

    ★★½

    در بین همه فیلم‌های سینمای موزیکال این یک استثناست: وصلت میان دین و ژانر موزیکال روی کاغذ آنقدر دور از دسترس است که با دیدن معجون آرام‌طبع لئو مک‌کری حیرت می‌کنید. بینگ کرازبی و بری فیتزجرالد کیمیاگری کرده‌اند.


  • Guy and Madeline on a Park Bench

    6.گای و مدلین روی نیمکت پارک

    ★★★½

    مغازله فروتنانه‌ی آقای دیمین شزل با سینمای کلاسیک موزیکال، و موج نوی سینمای فرانسه: عشق‌بازی با «یک زن، یک زن است» گدار، «دختران جوان روشفور» و «چترهای شربورگ» دمی در ترانه‌سرایی و پرداخت موزیکال، و نیز با «اشعه سبز» اریک رومر و «سایه‌ها» جان کاساوتیس در میزانسن و کارگردانی. صحنه  آشنایی گای و مدلین در مترو یک کالت جدید است…


  • Meet Me in St. Louis

    7.مرا در سنت لوییس ملاقات کن

    ★★★½

    وقتی برای دیدن فیلمی مهم بیش از حد صبر می‌کنید بایستی انتظارات را تنظیم کنید یا که ـ بهتر است بگوییم ـ رویاهایتان را مهار کنید. تک تک ترانه‌ها و آهنگ‌های این فیلم خاطره‌انگیزند و برخی از تکه‌های وودویلی فیلم به واقع بازکشف‌اند. اما خود فیلم به خودی خود یکی از ابلهانه‌ترین فیلم‌هایی است که می‌توان تصور کرد…توقعات نابجا؟!


    For Love's Sake

    8.به خاطر عشق

    ★★★

    وقتی شعار فیلم «عشق میدان جنگ است» باشد و سرتاسر فیلم را خونابه فرابگیرد، یقین می‌یابید که در مدار همان پالپ‌های آسیایی «تاکاشی میکه» حرکت می‌کنید: قلچماق‌هایی که به جان هم می‌افتند و خوره‌های عینکی که به هم دل می‌بندند، به استثنای نامبر‌های موزیکال که به اندازه گیرا نیستند، اما خوب به خورد ووشیا و پالپ رقیقه فیلم رفته‌اند.


  • State Fair

    9.نمایشگاه ایالتی

    ★★½

    جز ترانه‌هایش و البته ویوین بلین هیچ است…


  • The Umbrellas of Cherbourg

    10.چترهای شربورگ

    ★★★★½

    دردانه موزیکال دمی و قسمت دوم از «سه‌گانه رمانتیک» او مانند یک لیبرتوی بی‌وقفه است که همه اعتبار تصنیفش را باید به پای ژاک دمی نوشت. یک اپرای سه‌پرده‌ای رسیتاتیو که با رنگ‌های ژان رابیر آراسته شده و موسیقی ارکسترال میشل لوگران به آن جان داده است. آنجا که اپرا به ملاقات فیلم می‌رود…


  • Annie Get Your Gun

    11.آنی تفنگت رو بردار

    ★★★½

    وودویلی‌ترین موزیکال رنگی سینما و متعهد‌ترین نمونه به ایده‌ی «سیرک»، با داستانی که خوشباشی و مشنگ‌بازی را به اعلا می‌برد و بازی درخشان هوارد کیل و بتی هوتن. یکی از نامیراترین ترانه‌های تاریخ سینمای موزیکال مخلوق این فیلم است: «هیچ صنعتی به پای صنعت نمایش نمی‌رسد».


  • 42nd Street

    12.خیابان چهل و دوم

    ★★★½

    باید اعتراف کنم که روبی کیلر کبیر را تا پیش از تماشای این فیلم نمی‌شناختم و خاطره کمرنگی از دیک پاول داشتم. هرچند که این سرنمون فیلم‌های «موزیکال پشت صحنه‌ای» را تحسین می‌کنم، تا پیش از یک سوم پایانی فیلم و «روو»ی معروف آن تماشایش بسیار دشوار بود. اما به ناگاه پدیده بازبی برکلی ظهور کرد و شکوه بی‌مانند صحنه‌پردازی موزیکالش که در وسعت تخیل بی‌شک پیشگام بسیاری از فیلم‌های به اصطلاح پیچیده و نامتعارف امروزی است، هوش از سرم ربود؛ آن تونل پاها هنوز هم بدیع است. عجب پایانی!


  • Show Boat

    13.قایق نمایش

    ★★★½

    یکی از بهترین ترکیب‌های سینمای موزیکال و ملودرام یا به عبارتی «اپرای سبک»؛ «قایق نمایش» میراث‌دار بزرگترین نمایش‌های فلو زیگفیلد است و سه بار بر پرده آمده است (یکبار صامت). فیلم مالک برخی از معروفترین ترانه‌های راجرز و همرشتاین است مانند «مرد رودخانه»، «نمیشه عاشق اون مرده نشم»، «باورکردنی» و «تو عشقی». ایرنه دان مایه والایش فیلم است و الن جونز صدایی روحانی دارد.


  • The Broadway Melody

    14.ملودی براودوی

    ★★★

    اولین پیشگام نحله پرشکوه موزیکال‌های ام.جی.ام و اولین حضور ناطق دو ستاره سینمای صامت بر پرده سینما: آنتیا پیج و بسی لاو. ترانه «تو برای منی» یکی از بهترین‌ چیزهایی‌ است که هالیوود آفریده است.

    پی.نوشت: آرتور فرید در نظر همگان یک اعجوبه است، اما کمتر کسی می‌داند او ترانه‌سرای بزرگی نیز هست.


  • The Band Wagon

    15.واگن نمایش

    ★★★½

    یکی از قله‌های سینمای وینسنت مینه‌لی و یکی از جاودانه‌ترین نامبرهایی که در سینما آفریده شده است: «باله شکار دختر»

    پی.نوشت: مایکل جکسون در میراث‌داری از باله معروف فیلم و شاهکارهای رقص فرد آستر سنگ تمام گذاشته، اما…


  • She Done Him Wrong

    16.او در حقش بدی کرد

    ★★★

    اولین مواجهه شخصی‌ام با می وست و یکی از اولین حضورهای سینمایی کری گرانت که اصالتاً موزیکال نیست اما آن ترانه جادویی‌اش… آه، آن ترانه جادویی‌اش.


  • Yankee Doodle Dandy

    17.یانکی دودل دندی

    ★★★½

     داستان زندگی «جرج ام. کوهَن» یا مردی که مالک براودوی بود. ستاره‌ای خودساخته که شهرتش مرزهای تداوم موفقیت را با پانزده سال اجرای وودویل درنوردید و فرسنگ‌ها فراتر از تبحری جامع در نویسندگی، تهیه، کارگردانی، آهنگسازی و سرایش کارهایش ایستاد. او سراینده برخی از برترین سروده‌های ملی‌-‌میهنی تاریخ آمریکاست و به پاس همین خدمات، اولین هنرمند آمریکایی از صنعت نمایش است که موفق شد نشان طلای کنگره (لیاقت ریاست جمهوری) را از روزولت دریافت کند.

      فیلم از وعده ملاقات کوهن با رییس جمهور آغاز می‌شود. از دعوتی که به خواسته روزولت در بحبوهه جنگ جهانی دوم، و گویا به مناسبت ایفای نقش روزولت در بازگشت موزیکال کوهن به برادوی تلگراف شده است؛ «ترجیح می‌دم درست بگم» از راجرز و هارت به تهیه کنندگی سم هریس. پس از اجرا، بیرون سالن، دو روزنامه‌نگار جمهوری‌خواه هرالد تریبیون، با خود تیترها را مرور می‌کنند «ترجیح می‌دم درست بگم تا رییس جمهور باشم». دوستان و اطرافیان، بدبینانه کوهن را نسبت به واکنش احتمالاً ناملایم رییس جمهور به نمایشنامه انتقادیش آماده می‌کنند. اما برخلاف نظر آن‌ها، او در بدو ورود به کاخ سفید با برخورد گرم و هوادارانه‌ خدمه، و بی‌اعتنایی روزولت نسبت به تیتر روزنامه جمهوری‌خواه مواجه می‌شود. پس از ستایش رییس‌جمهور از روحیات ملی‌-میهنی آمریکایی‌هایی ایرلندی‌تبار، سرگرمی‌ساز کهنه‌کار سرگذشت‌اش را بازمی‌گوید تا علت واقعی دعوتش را درمی‌یابد.

    در فلاش‌بک، داستان خانواده کوهن بر پرده می‌آید: در روز چهارم جولای – روز استقلال – هنگام یکی از اجراهای وودویلی پدر، پسر خانواده‌ متولد می‌شود. پدر که پس از وضع حمل سرمی‌رسد با دیدن نوزادش، پرچم کوچکی را در دست او می‌گذارد. خانواده‌ با اضافه شدن خواهر کوچکتر – جوزی – تبدیل به یک گروه کوچک وودویلی می‌شود با نام «چهار کوهن» و هر دو فرزند از همان سنین آغازین موسیقی و اجرا را فرامی‌گیرند (در یکی از تورها، جرج کوچک را بر خر کوچکی نشانده‌اند. او به روزولت می‌گوید: حتی از همون روزا دموکرات خوبی بودم.) روند شکوفایی‌ جرج از پسر سرتق و خوش قریحه پانزده ساله تا نوـ‌‌‌ستاره‌ای که به مناسبات صنعت نمایش اعتنایی نمی‌کند با قرار گرفتن او در لیست سیاه تهیه‌کنندگان به دلیل مشکل‌سازی دچار وقفه می‌شود. او کار را رها می‌کند و در نیویورک به دنبال تهیه‌کننده‌ای نامدار برای ترانه‌هایش می‌گردد. بالاخره با کمک نویسنده دیگری به نام سم هریس، تهیه‌کننده‌ای را متقاعد می‌کنند و ستاره اقبالش درخشیدن می‌گیرد. با مری – هنرمندی اهل بوفالو – ازدواج می‌کند و یکی از ترانه‌های محبوبش با عنوان «مری، نام اصیل و بزرگی است» را در وصف او می‌سراید. حال که به توفیق رسیده است، والدین‌اش را به کار دعوت می‌کند تا از فقر نجات یابند و سرانجام بخش عمده‌ای از مایملکش را به نام آن‌ها می‌کند.

    کوهن بازنشسته می‌شود اما چند بار به دلایلی به صحنه بازمی‌گردد که اوجش را در ایفای نقش روزولت باید دید. پس از دریافت مدال، در هنگام خروج، او روی راه پله رقص پای زیبایی را اجرا می‌کند (گفته می‌شود این یکی از بداهه‌های کاگنی پیش از فیلمبرداری بوده است). بیرون از کاخ با رژه‌ای نظامی روبرو می‌شود که سربازان سرود «آنجا» را می‌خوانند. جرج شصت ساله ساکت است و با رژه همراه می‌شود. سربازی که در کنار او قدم رو می‌کند می‌پرسد «شعرش رو بلد نیستی؟». غافل از این‌که مصنف خود اوست. کوهن لبخند می‌زند و با آن‌ها می‌خواند.

    جیمز کاگنی و جون لزلی در نقش جرج و همسرش مری می‌درخشند چنانکه کاگنی اسکار بهترین بازیگر مرد را برای آن به دست آورد. اکثر قطعات از ساخته‌های اصلی کوهن هستند و تنظیم و اجرای آن‌ها در موسیقی فیلم را ری هیندورف و هینز رومهلد انجام داده‌اند. «یانکی دودل دندی» دو اسکار دیگر در بخش موسیقی فیلم و صدا تصاحب کرده است. کارگردانی مایکل کورتیز از زندگی اسطوره برادوی او را در کنار «زیگفیلد» و بسیاری از ترانه‌پردازان و آهنگسازان «تین پن الی» و «خیابان چهل و دوم» بدل به یک کالت ماندگار فرهنگی کرده است.


  • The Great Ziegfeld

    18.زیگفلد کبیر

    ★★★

    زندگی‌نامه صادق یکی از مردانی که بهترین ترانه‌ها و آهنگ‌های امروز را مدیون او هستیم: فلو زیگفلد. سرگذشت او و برخی از بهترین ستاره‌های موزیکال براودوی مانند «آنا هلد» و «بیلی برک». با هنرنمایی یکی از مهجورترین غول‌های بازیگری سینما و اولین کسی که مفتخر به کسب دو اسکار در بازیگری شد : لویی رینر.


  • Easter Parade

    19.رژه عید پاک

    ★★★½

    شاهکار فرد آستر و جودی گارلند در وصف نمی‌گنجد. یکی از جاودانه‌ها و معروف‌ترین‌هاست… ترانه‌هایی مانند «رژه عید پاک» و «بیرون زدن با عزیزم» معیار درک نامیرایی هستند. اگر فیلم را دیدید، ترانه حذف شده «آقای یکنواخت» را پیدا کنید


  • Gold Diggers of 1935

    20.طلاجویان ۱۹۳۵

    ★★★½

    برای ثبت در تاریخ: سال‌ها قبل از ظهور دیوید لینچ و دهه‌ها پیش از آنکه برگمان ایده «فیلم در فیلم» را مطرح کند، نابغه‌ای به نام بازبی برکلی وجود داشت که «لالایی براودوی» را برای «روو»ی فیلم «طلاجویان ۱۹۳۵» تصنیف و اجرا کرد.


  • A Star Is Born

    21.ستاره‌ای متولد شد

    ★★★½

    یکی از بهترین مخلوقات  پیچیده و دراماتیک صنعت سینما که با ظرافت مرزهای توقعات و معیارها از یک «روو»ی معمول را در می‌نوردد.


  • Le Bal

    22.بالماسکه

    ★★★★

    تاریخ به روایت سینمای موزیکال یا به عبارتی نیم قرن تاریخ اروپا به روایت نامبر‌های موزیکال. باور کردنی نیست که سینمای موزیکال و سینمای صامت اینچنین پیوند بخورند.


  • Babes on Broadway

    23.بچه‌های براودوی

    ★★★

    اولین مواجهه شخصی من با زوج گارلند/روونی. پر از ارجاع به پیشینه سینمای موزیکال و ترانه‌های آن. تا حدی جذاب، اما نه چندان گیرا.


  • My Fair Lady

    24.بانوی زیبای من

    ★★★★

    مگر می‌شود چیزی شیرین‌تر وملیحتر از این زیبای کوچک تصور کرد؟ به خدا؟!


  • چHigh Society

    25.طبقه اعیان

    ★★★

    بازسازی نه چندان موفق «داستان فیلادلفیا» با انبوهی از ستارگانی که نمی‌درخشند.


  • باSingin' in the Rain

    26.آواز در باران

    ★★★★★

    تا به حال شده است میزان استعمال واژه شاهکار را در گفتار روزمره بسنجید؟ اگر سنجه‌ای دارید آن را در برابر این فیلم بیاورید تا میزان اشتباهاتتان پی ببرید.


    San Francisco

  • 27.سانفرانسیسکو

    ★★★½

    آیا تا به حال با جینت مک‌دونالد روبرو شده‌اید؟ او را دریابید تا ببینید که چرا اپرا چنین پیوندهای وثیقی با سینمای موزیکال دارد.

    پی.نوشت: همکاری گریفیث و فون اشتروهایم در ترانه «سانفرانسیسکو» باقی فیلم و کارگردانی ون دایک را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.


    London Road

  • 28.جاده لندن

    ★★★★★

    در سالی که چشم‌ها محسور ابهت و بدعت آفرینی‌ «لا لا لند» است، اشاره کردن به فیلم دیگری برای بازتعریف ژانر موزیکال امری است صعب و زائد. با این حال اگر شامه‌ی تیزی برای رفت و آمدهای میان فیلم و اپرا و تئاتر موزیکال داشته باشید، در پایان «جاده لندن» هوش از سرتان می‌پرد. باید اعتراف کنم که  چنین ظرافت و هنرنمایی بی‌سابقه‌ای را پیش از این ندیده‌ام؛ اجرایی فرابشری که غنا و عمق و معنای دیگری به ژانر مادرش داده است. یک اپرای سینمایی با ترانه‌هایی جادویی مانند «خودشه» یا «ماده سلولی» و سبک مستندوار گزارش‌گونه‌ی ورباتیم بر مبنای یک داستان واقعی از قاتلی زنجیره‌ای! کافی است کیمیاگری به نام الیویا کلمن (حتی تام هاردی) را اضافه کنید تا ارزش‌های اکسیر سینمایی جناب روفوس نوریس را دریابید؛ نوآمده‌‌ای که در میدان رئالیسم نوی انگلیسی در برابر کلیو بارنارد و آندره‌آ آرنولد کباده کشی می‌کند. بازگشتی باشکوه برای سینمای موزیکال…


  • Les Misérables

    29.بینوایان

    ★★★

    پس از بیست و چند سال اجرا در صحنه، نسخه سینمایی این نمایش موزیکال بر پرده آمد و دچار مشکل بزرگی به نام سینمایی بودن شد. موزیکالی که به شدت وفادار به اجرای صحنه‌ای است اما کمیتش در رقص و آواز می‌لنگد. پایان فیلم از جایی که ژاور می‌میرد و قصه ما بسر می‌رسد جذاب نیست…


  • Hairspray

    30.اسپری مو

    ★★★

    بازسازی فوق‌العاده‌ای از یک اثر فوق‌العاده


  • White Christmas

    31.کریسمس سفید

    ★★★

    یکی از بهترین آثار مایکل کورتیز و جاودانه‌ترین آثار ایروینگ برلین.  آکنده از احساست وطن‌پرستانه و شوری حماسی که در زرورقی از رمانس پیچیده شده است.


  • Fatmah

    32.فاطمه

    ★★★

     نمونه‌ای بومی از ژانری آمریکایی که در آمیزش عناصر وطنی با جاذبه‌های ژانر چنان موفق عمل کرده که خود فرمول شده برای فیلمسازی در مصر و اکثر سینماهای همجوار. فرمولی که توسعاً «فیلم‌ـمصری»، «فیلم‌ـ‌ترکی»، «فیلم‌ـ‌هندی» و «فیلمفارسی» نامیده می‌شود. هر چند بر خلاف ژانر مادر و پروتوتایپ موفق مصری، نتایج‌آن چشمگیر و مانا نشد؛ این زیرگونه‌های به جای تأسی به بدعت‌های سینمایی موزیکال آمریکایی که رجوع به مخزن تصورات و تصدیقات ـ یعنی اپرا، رقص، وودویل و سیرک ـ باشد، به گرته‌برداری کاباره‌ای و بهره‌برداری رقیق از تضادهای ملودراماتیک روی آوردند. در شوربختی آن همین بس که در کل تاریخ ورسیون وطنی این فرمول حتی یک فیلم نمی‌یابید که موزیکال انتگره باشد یا تبار دراماتیک‌اش به «نمایش‌های تمام آهنگی» میرزاده عشقی یا اپرت‌های عصر مشروطیت برسد. اینجاست که «فاطمه» اهمیتی دوچندان می‌یابد:

    فاطمه (ام کلثوم) پرستاری فقیر و سخت‌کوش در قاهره دهه ۴۰ است که در بیمارستان کار می‌کند. به او مأموریتی محول می‌شود تا برای پرستاری از پاشایی ثروتمند به عمارت او برود. از بدو ورود، فتحی (انور وجدی) برادر عیاش و جوان پاشا به او دل می‌بندد. فاطمه نیز دلباخته فتحی می‌شود، اما نمی‌تواند تسلیم وسوسه‌های او شود و ترکش می‌کند. فتحی که از عیاشی‌ها و هیاهوی زندگی شبانه خسته شده است آتش عشقش گر می‌گیرد و با حضور در حرا [=محله] فقیرنشین فاطمه، او را از خانواده‌اش خواستگاری می‌کند. آن دو در حرا وصلت می‌کنند و روانه‌ی سواحل اسکندریه می‌شوند تا ماه عسل را بگذرانند. در پلاژ، میروات (زوزو شکیب) ـ زنی عیاش از جمع‌مهمانی‌های شبانه فتحی ـ ازدواجشان را به اطلاع پاشا می‌رساند. علی‌رغم مخالفت پاشا ازدواج آن دو علنی می‌شود. رابطه زناشویی آن‌ها چندان دوام نمی‌یابد اما در این فاصله فاطمه حامله می‌شود. فتحی که دلتنگ زندگی و عیاشی‌های پیشین‌اش شده با همراهی میروات و موافقت پاشا، فاطمه را ترک می‌کند و با میروات به گشت و گذار در جهان می‌رود. فاطمه بچه را بی‌پدر به دنیا می‌آورد و شغلش را در بیمارستان از دست می‌دهد. معتمدین محلی پس از مشورت با مادر فاطمه به سراغ پاشا می‌روند تا فتحی را به پذیرش فرزند مشروعش مجاب کنند. اما پاشا و فتحی با همکاری محضردار و رونویس رسمی دسیسه می‌کنند تا ازدواج را منکر شوند و مدارکش را نابود کنند.کار به دادگاه کشیده می‌شود و فاطمه دست در دست اهالی حرا و خانواده‌اش در یکی از حماسی‌ترین سکانس‌های فیلم به دادگاه می‌رود. با شهادت دروغ فتحی و میروات و در غیاب اسناد و کپی‌ها، روال دادگاه به ضرر آن‌ها طی می‌شود. فاطمه و یارانش مستأصل می‌شوند. فتحی در بازگشت از دادگاه در حرا تصادف می‌کند و روانه بیمارستان می‌شود. فاطمه به پرستاری از او می‌شتابد. فتحی به هوش می‌آید و پیش از اعلام رای، در دادگاه به اشتباهش اعتراف می‌کند. خانواده کوچک به هم می‌پیوندند.

    فیلم یکی از به یادماندنی‌ترین نقش‌آفرینی‌های ام کلثوم و یکی از ماندگارترین ترانه‌های موسیقی فیلم عربی (ترانه «از دیدنش بیزارم») را به یادگار دارد. ام کلثوم که در مناسبات حاکم بر سینمای آن روزگار، همواره سیمایی از یک هنرمند نجیب و معصوم و پاکدامن داشت و حتی پیشتر در«سلامه» برای اثبات پرهیزش از فسق و اقناع مخاطبان ناباور ، با آواز دادن به آیات قرآن، عاشق شدن را به پرده کشیده بود، در «فاطمه» فرسنگ‌ها فراتر می‌رود؛ علاوه بر پرسونای همیشگی، بدل به صدایی (هر چند پوپولیستی) می‌شود برای مسئولیت اجتماعی، مبارزه طبقاتی و نقد سیاست‌های ملی. به تبع آن صحنه‌های موزیکال فیلم نیز عاری از ترکیبات رایج و چشم‌چرانی‌هایی شایع هستند و دیگر خبری از صحنه‌پردازی‌هایی کاسبکارانه «دنانیر» و «وداد» نیست. حتی آوازها در برابر نگاه تأییدامیز خانواده و اهالی باوفای حرا یا در میان طبیعت و پرندگان اجرا می‌شوند. بی جهت نیست که این فیلم، آخرین حضور سینمایی کوکب شرق است. هر چند که اولین موزیکال مصری نباشد.

    توضیح: «نمایش تمام آهنگی» معادلی بود که میرزاده عشقی برای اپرا برگزید. اپرای «رستاخیز شهریاران ایران در خرابه‌های مداین» و اپرت «بچه گدا و مرد نیکوکار» از نمایشنامه‌های منظوم او در عصر مشروطیت هستند.


  • À Nous la Liberté

    33.آزادی از آن ماست

    ★★★★★

     یکی دیگر از شاهکارهای کلاسیک سینمای موزیکال  به کارگردانی رنه کلر، در سال ۱۹۳۱ و بازی رمون کوردی و آنری مرچان. و یکی از اولین نمونه‌های موزیکال فرانسوی که به دنبال خلق و اشاعه جنس دیگری از این سینما رفت. منبع الهام «عصر جدید» چارلی چاپلین و بهترین فیلم تاریخ سینما به انتخاب منتقدان نیویورک تایمز.


  • Gold Diggers of 1933

    یکی از برترین مصنوعات بازبی برکلی ، پر از اجراهای چشم‌نواز دیک پاول و روبی کیلر. حضور جینجر راجرز و ترانه «ما دنبال پولیم» نفسگیر است.


  • I'm No Angel

    می وست و کری گرانت قلب‌ها را می‌ربایند و سکانس بی‌مانند دادگاه فیلم در ذهن‌ها به جا می‌ماند.


Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s